تپه سیلک در سال 1389
میدانگاه باستانی سیَلْک که در منطقه فینکاشان واقع شدهاست و پیشینه ای نزدیک به هفت هزار سال دارد. سیلک یکی از مکانهای تاریخی پس از تمدن جیرفتکرمان در فلات ایران است که مدارک نوشته از دوران پیش از هخامنشی در آن پیدا شده ولی خطی که همزمان با آغاز تاریخ در ایلام به وجود آمدهبود، با نام پرتو ایلامی شناخته شده پس از رها شدن این پایگاه بازرگانی از میان رفت. تمدن مردمان تپههای سیلک در ۲۵۰۰ سال پیش مغلوب تمدن آریایی شد که یادگارهای آنها در لایههای گوناگون حفاری مانند ظروف لولهدار بلند با نگاره اسب و خورشید و جنگافزار آهنی و شمشیر و نیزههای بلند پیدا شدهاست. محوطه باستانی سیَلْک در پهلوی جنوب غربی کاشان و در سمت راست جاده کاشان به فین قرار دارد و از دو تپهٔ شمالی و جنوبی که در فاصله ۶۰۰ متری یکدیگر قرار دارند و دو گورستان تشکیل شدهاست. یکی از گورستانها که گورستان الف نامیده میشود ۳۵۰۰ سالهاست و در ۲۰۰ متری جنوب تپهٔ جنوبی واقع شدهاست که امروزه بر روی آن بلواری ۲۴ متری به نام بلوار امیرالمومنین کشیده شدهاست. گورستان دیگر که گورستان ب نامیده میشود ۳۰۰۰سال قدمت دارد و در زیر باغها و زمینهای کشاورزی پهلوی غربی تپهها قرار دارد. در هنر سیلک
تپه تاریخی سیلک در ۲۴ شهریور۱۳۱۰ با شماره ۳۸ در فهرست آثار تاریخی و ملی ایران به ثبت رسید. سیلک دارای ۲ تپه شمالی و جنوبی است. قدمت قدیمیترین آثار به دست آمده از تپه شمالی به حدود ۷۵۰۰ سال قبل میرسد و آخرین آثار یافتشده از تپه جنوبی مربوط به ۵۰۰۰ سال پیش است.
برخورد دو قوم ایرانی و بومی را میتوان در آثار باستانی بازمانده در تپهٔ سیلک کاشان به خوبی دید. در آنجا دو گروه متفاوت با دو نوع آداب و رسوم و فرهنگ متمایز دیده میشود. در سیلک نزدیک روستای پیش از تاریخ بومیان آثار یک دژ مستحکم که دارای کاخ و محلهٔ مسکونی و شهر مردگان است، دیده میشود. درگذشتگان قوم تازه وارد مانند بومیان در زیر اتاقهای مسکونی بخاک سپرده نشدهاند. آنان را در شهر مردگاه به خاک میسپردند و لوازم زندگی آنها را مانند ظرف، سفالینه، کلاه خود، اشیاء زینتی و لوازم مربوط به اسب را همراه آنان در گور میگذاشتند. بر روی سفالینهها نقش اسب دیده میشود و این نشان آنست که اسب در زندگی آنها اهمیت بسیاری داشته است.
اندیشهٔ زایش و مرگ یکی از نخستین اندیشههای فلسفی ایرانیان بود. آنان مرگ را تولد دیگر میدانستند و از اینرو درگذشتگان را به شکلی که کودک در شکم مادر دارد با پاها و دستهای جمع شده بر روی سینه بخاک سپردند تا بهمان گونه که به این دنیا آمدهاند به دنیای دیگر وارد شوند. بر روی گور که آن را همچون خانهٔ آخرت میپنداشتند سنگها و الواح گلی بصورت خرپشته و شیروانی مانند گذاشته شدهاست و این ادامهٔ سنت خانهسازی آنها در مناطق بارانخیزی است که از آنجا کوچ کردهبودند. این روش بامسازی در نخستین گورهای دوران هخامنشی مانند آرامگاه کورش نیز دیده میشود و نمودار آن است که این قوم ایرانی پیش از آمدن به فلات ایران چندین سده در نواحی باران خیز ساحل غربی و جنوبی دریای خزر زیستهاند و از آن راه به فلات ایران رسیدهاند.
متن کامل وصیتنامه دکتر محمد مصدق بدین شرح است:
- وصیت میکنم که فقط فرزندان و خویشان نزدیکم از جنازهٔ من تشییع کنند و مرا در محلی که شهدای ۳۰ تیر مدفونند، دفن نمایند.
- بدون سند رسمی یا نوشته به خط و امضای خود به کسی مدیون نیستم.
- نظر به اینکه طبق اسناد رسمی ثبت شده در دفتر اسناد رسمی شماره ۳۹ تهران منافع دو سال از خانهها و مستغلاتی که به فرزندان خود بخشیدهام پس از مرگ تعلق به اینجانب دارد به شرح ذیل:
الف- منافع خانه واقع در کوچه ازهری ملک خانم ضیاء اشرف بیات مصدق سند شماره ۴۲۱۵۶ (۲۹ اسفند ۱۳۲۹)
ب- منافع چهاردانگ از خانههایی که در آن سکونت داشتم، ملک آقای مهندس احمد مصدق، سند شماره ۴۲۱۵۷ (۲۹ اسفند ۱۳۲۹)
ج- منافع خانه مسکونی همسر عزیزم، ملک آقای دکتر غلامحسین مصدق سند شماره ۴۲۱۵۸ (۲۹ اسفند ۱۳۲۹) حقالارض عمارت دو اشکوبه و دو گاراژ، ملک دکتر غلامحسین مصدق، سند شماره ۴۲۱۵۹ (۲۹ اسفند ۱۳۲۹) که در سال به یکصد و بیست هزار ریال (دوازده هزار و تومان قطع شده)
د- مستغلات واقع در خیابان ناصرخسرو، ملکبانو منصوره متیندفتری، سند شماره ۴۲۱۶۰ (۲۹ اسفند ۱۳۲۹) از بابت منافع سال اول مبلغی که در صورت جداگانه به خط اینجانب تنظیم شده به اشخاص مفصله در آن صورت بپردازند و هرچه باقیماند، برای نماز و روزه و حج اینجانب به کار برند و از عواید سال دوم قطعه زمینی که برای باشگاه دانشجویان دانشگاه تهران مناسب باشد، با نظر نمایندهٔ آقایان مزبور خریداری شود و چنانچه آقایان دانشجویان قطعه زمینی در اختیار داشته باشند، مبلغ مزبور را به نماینده یا نمایندگان قانونی آقایان دانشجویان تحویل دهند که آنها خود مبلغ مزبور را صرف تعمیر ساختمان جدید آن بنمایند. چنانچه وصیتنامه دیگری از نوشتجات غارت شده یا در خانه نزد دیگران است از درجه اعتبار ساقط است.
احمدآباد، ۲۰ آذر ماه هزار و سیصد و چهل و چهار هجری شمسی
دکتر محمد مصدق